كرم‌كتاب

ميخائيل شولوخف

سلام،
شرحى بر آثار و زندگى‌نامه نويسنده مشهور روس ميخائيل شولوخف را مى‌توانيد در وبلاگ روزهاى مسكو بخوانيد. اين مطلب را از دست ندهيد و از آن بالاتر آثار اين نويسنده را از دست ندهيد.

شاد و كتاب‌خوان باشيد،
كرم كتاب
نویسنده : کرم کتاب : ٦:٥٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٢ دی ،۱۳۸۱
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

دو اديب روس ديگر

سلام به دوستان عزيز،
وبلاگ روزهاى مسكو باز هم به زندگى‌نامه دو اديب روس پرداخته است. اين دو سرگئی الکساندرویچ یسنین و ايليا ارنبورگ هستند. از خواندن آنها غفلت نكنيد.
شاد و كتاب‌خوان باشيد
كرم كتاب
نویسنده : کرم کتاب : ٦:٢٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٠ دی ،۱۳۸۱
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

بهترين هديه دنيا

با سلام
ديروز من بهترين هديه دنيا را گرفتم. اگر شما هم مى‌خواهيد اين هديه را دريافت كنيد، پس متن زير را بخوانيد،


ديروز يك دفعه به ذهنم رسيد كه از مادرم بخاطر تمام زحماتى كه برايم كشيده‌است، تشكر كنم. نه از اين تشكرهاى معمولى كه به صورت تعارف توى خانه رد و بدل مى‌شود(«دستت درد نكنه»، «خيلى ممنون»و «خسته‌نباشيد»). و نه حتى از آن تشكرهاى فرماليته كه توى روز زن يا مادر انجام مى‌گيرد. يك تشكر خاص، تشكرى كه از ته دل باشد و به دل هم بنشيند.
خيلى فكر كردم كه چه كار كنم، آخرين چيزى كه به ذهنم رسيد، و دست به نقدتر از همه چيز بود، خريد يك دسته گل بود. براى مادرم تا بحال دسته‌گل نگرفته‌ بودم. (البته تا دلتان بخواهد دسته‌گل به آب دادم! ). يك جورى زيادى رومانتيك بود. توى خانواده ما هم از اين رومانتيك بازى‌ها مد نبود. بازهم فكر كردم. اما فكرم عجيب روى دسته‌گل ميخكوب شده بود. سراغ هر چيز ديگرى مى‌رفتم، باز اين دسته‌گل بود كه جلوى چشمم رژه مى‌رفت. سعى كردم خودم را يك جورى قانع كنم كه ارزش دسته‌گل كم است، و براى تشكر از مادر بايد چيز پربهاترى خريد. شايد اگر مادرم اهل كتاب بود، يك كتاب برايش مى‌خريدم. اما مادرم بيشتر اهل صفحه‌هاى حوادث روزنامه‌هاست تا كتاب!
بالاخره دل را به دريا زدم، و يك دسته‌گل نقلى كوچك و جمع و جور از سر كوچه گرفتم و يك كارت «تقديم به مادر مهربان» هم رويش قرار دادم.
بعد با كلى خجالت روانه خانه شدم. تخيلم به شدت فعال شده بود. و انواع و اقسام موارد استقبال‌هاى كه از اين دسته‌گل مى‌شد جلوى چشمم مى‌آمد. بدشانسى اين بود كه يكى از آنها هم عاقبت خوبى نداشت.
بالاخره وارد خانه شدم و خوشبختانه اولين كسى كه ديدم، مادرم بود. وقتى دسته‌گل را بهش تقديم كردم. لحظه‌اى با تعجب نگاهم كرد و بعد لبخند شيرينى زد. اين لبخند بهترين هديه‌اى بود كه تا بحال گرفته‌ام و اين لحظه زيباترين لحظه زندگيم بود.


اين را برايتان نوشتم، تا شما هم دست به كار شويد. افراد زيادى در اطراف شما هستند كه دوستشان داريد. آنها را با يك هديه كوچك و غافلگيرانه شاد كنيد. به هيچ وجه منتظر مناسب‌هاى از پيش تعيين شده مانند، روز زن، روز پدر، روز تولد، سالگرد ازدواج و ... نمانيد. مطمئن باشيد كه يك هديه كوچك غافلگيرانه به مراتب از يك هديه بزرگ برنامه‌ريزى شده، شادى آفرين‌تر است. به هيچ وجه سراغ هديه‌هاى گرانقيمت نرويد، اگر هديه شما از روى صفاى‌ دل باشد. مطمئن باشيد كه هيچ بهائى نمى‌توان براى آن تعيين كرد. حتى اگر يك جمله «دوستت‌دارم» ساده و بى‌ريا باشد.
اما اگر تنبلى كنيد و يا پشت گوش بيندازيد، اگر خجالتى هستيد و يا توقعتان از خودتان زياد است مطمئن باشيد كه بهترين هديه دنيا را از دست خواهيد داد. و شادى را كه ممكن است فردا در دسترستان نباشد، از خودتان دريغ كرده‌ايد.


شايد حرف‌هاى من خيلى شعارى باشد، شايد اين حرف‌ها را توى خيلى از كتاب‌ها خوانده باشيد، ولى به من قول بدهيد كه همين امروز اين كار را بكنيد، بعد اگر نتيجه گرفتيد يا نگرفتيد برايم بنويسيد تا ديگران هم به درستى يا نادرستى حرف‌هايم پى‌ ببرند.

شاد و كتاب‌خوان باشيد،
كرم كتاب
نویسنده : کرم کتاب : ٤:۱٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۸ دی ،۱۳۸۱
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم