كرم‌كتاب

معرفى كتاب «هابيت‌ها (يا رفت و برگشت از سفر)»

كتاب: هابيت‌ها (يا رفت و برگشت از سفر)
نويسنده: جى. آر. آر. تولكين
مترجم: ماه منير فتحى
ناشر: فروغ آزادى
نوبت چاپ: اول، بهار 1381
تعداد صفحه: 320 / رقعى
شمارگان: 3000 نسخه
قيمت: 18،000 ريال
شابك: 1-26-6971-964

ادبيات دنياى جادوئى بى‌انتهائى است، وقتى فكر مى‌كنيد به مرزهاى آن رسيده‌ايد، ناگهان اين دنيا خودش را بست مى‌دهد و شما را متعجب بر وسط سرزمين جديدى قرار مى‌دهد. كشف آثار تولكين براى من چنين حالى داشت. وقتى بخاطر دلزدگى از ادبيات جديد روى به ادبيات كهن و داستان‌هاى جن و پرى آورده بود. ناگهان كتاب «ياران حلقه» به دستم رسيد و دنياى جديدى را برايم بوجود آورد.
اولين تعجب از اين بود كه چنين اثر قوئى چرا تا بحال ترجمه نشده است و در حالى كه جزو كتاب‌هاى پرفروش دنيا است، هيچ اثرى از آن در بازارهاى داخلى نيست. و اگر بخاطر تبليغات بسيار فيلم «ارباب حلقه‌ها» نبود، شايد دوستان فارسى‌زبان به اين زودى‌ها افتخار آشنائى با تولكين و آثارش را نداشتند. هر چند به نظر من اين فيلم هنوز بايد فرسخ‌ها راه بپيمايد تا به كتابش برسد.
اما در اين جا بحث ما مربوط به كتاب ديگرى از تالكين است. كتاب‌ «هابيت‌ها» يا «رفت و برگشت از سفر» است. در اين كتاب است كه تولكين استاد پيشين دانشگاه آكسفورد از تمام معلوماتش در مورد داستان‌هاى جن و پريان و افسانه‌هاى غربى استفاده مى‌كند و قوم جديدى به نام هابيت‌ها را بوجود مى‌آورد. هابيت‌ها هر چند در دنيا افسانه‌هاى كه تولكي آن را سرزمين ميانه مى‌نامد، گم نام هستند. اما وقايع اين كتاب سرآغازى بر شهرت اين قوم كوچك‌اندام، پرخور، صلح‌دوست و آرامش‌طلب است.
كتاب «هابيت‌ها» در واقع سرآغازى بر سه‌گانه ارباب حلقه‌ها است. و در اين كتاب ما از ميان قوم «هابيت‌ها» تنها با «بيلبو بگينز» آشنا مى‌شويم. در پشت جلد اين كتاب شرح مختصرى از كتاب آمده است:
«بيلبو بگينز هابيتى بود كه دلش مى‌خواست كسى‌ كارى به كارش نداشته باشد و آسوده‌اش بگذارند. اما گندالف جادوگر با يك دسته از كوتوله‌هاى بى‌خانمان از راه رسيد. طولى نكشيد كه پاى بيلبو به ماجراى كاوشگرانه ايشان كشيده شد. از اينرو با اورك‌هاى بدذات، با گرگ‌هاى وحشى، عنكبوت‌هاى‌غول‌پيكر و بدترين مخاطرات ناشناخته مواجه شد. سرانجام، اين بيلبو بود - كه دست تنها و بى‌آن كه كسى به او يارى بكند - به مقابله با اسموك آژدها پرداخت. اين اسموك اژدهايى بود كه بر دل‌هاى اهالى كل نواحى هراس انداخته بود.»
در ابتداى كتاب هابيت‌ها معرفى مى‌شوند كه به نوعى قوم شاد و به دور از هر گونه بدى هستند. اما آنها هيچ وقت از سوراخ‌هاى هابيتى خود دور نمى‌شوند. رفتار هابيت‌ها، رفتارى كودكانه‌ است، شاد، پرخور، خيرخواه و بدون هيچگونه آزمندى و شايد بشود گفت اندكى ترسو. «بيلبو بگينز» يكى از اين قوم است كه دوست‌دارد بيرون در سوراخش بنشيند و چپقش را بكشد و اگر شد با همسايه‌ها گپى بزند. اما ناگهان گندالف خاكسترى از راه مى‌رسد، او را برانداز مى‌كند و در نهايت مجبورش مى‌كند كه به جمع 13 كوتوله‌اى (يا دورفى) بپيوند كه هم قسم شده‌اند ماموريت خطرناكى را به انجام برسانند. كوتوله‌ها با ترديد او را مى‌پذيرند. بيلبو در ابتداى كار نه تنها برايشان مفيد نيست، بلكه بار خاطرى نيز هست. اما به مرور جاى خود را در ميان جمع باز مى‌كند به طورى كه در انتهاى كار رهبرى گروه را به دست مى‌گيرد و حتى در نهايت تصميمى‌ را به اجرا مى‌گذارد كه گروه با آن مخالف هستند اما از ديد بيلبو به نفع گروه است.
براى‌ نشان دادن اين موضوع بد نيست به ماجراهاى اين كتاب نگاهى بيندازيم.
اولين ماجراى اين كتاب برخورد با سه هيولا (troll) است. در اين ماجرا بيلبو كه مى‌بايست نقش ديده‌بان را داشته باشد. نزديك است جان تمام دوستانش را بر باد بدهد
دومين ماجرا شبيخون جن‌هاى كوهستان است. در اين ماجرا نيز بيلبو در واقع تنها يك بار اضافى براى دورف‌ها و گندالف است. هر چند در پايان اين ماجرا با خوش شانسى نجات پيدا مى‌كند (و شايد هم بشود گفت با بدشانسى) اما در نجات ديگران تاثيرى ندارد و فقط باعث نگرانى آنها مى‌شود.
سومين ماجرا محاصره شدن توسط گرگ‌هاى وحشى است. در اين ماجرا نيز بيلبو تنها يك دل نگرانى براى همراهانش است.
ماجراى بعدى، داستان مبارزه با عنكبوت‌هاست. بيلبو براى اولين بار در اينجا خوش مى‌درخشد. البته اين را بيشتر مديون حلقه و شمشير است. اما در مجموع نشان مى‌دهد كه فرد درخور اعتمادى است.
پنجمين ماجرا، ماجراى فرار از زندان پريان جنگلى (يا همان الف‌ها) است. هر چند در اين كتاب برخلاف ديگر كتاب‌هاى تولكين الف‌ها اندكى بدجنسى از خود نشان مى‌دهند، اما اين ماجرا باعث مى‌شود تا بيلبو خوش بدرخشد و جايگاه خود را در ميان گروه 13 نفرى دورف‌ها بعنوان نفر چهاردهم تثبيت بكند.
ماجراى ششم، ماجراى مبارزه با اسموگ اژدهاست و جائى كه بيلبو در واقع رهبرى جمع را بعهده مى گيرد.
ماجراى آخر براى بيلبو ماجراى محاصره شدن توسط ارتش انسان‌ها و الف‌هاست. در اينجا بيلبو به خاطر گروه دست به كارى مى‌زند كه افراد گروه با آن مخالفند اما در مجموع نفع گروه را در بر دارد. يعنى بيلبو از نقش يك رهبر گروه پا در جاى يك قيم مى‌گذارد.
شايد بشود گفت كه اين داستان به نوعى بلوغ «بيلبو» را نشان مى‌دهد. دوران كودكى و بى‌خيالى‌او به سر آمده است و گندالف در نقش تقديرگونه‌اش، او را وادار مى‌كند كه وارد دنياى نوجوانى شود. (حتى بدون آنكه يك دستمال از دنياى كودكى خود بردارد.) و بعنوان كم اهميت‌ترين عضو يك گروه به آنها بپيوندد. بقيه كتاب شرح بزرگ شدن «بيلبو» است. داستان نوجوانى، جوانى، سالمندى و پيرى اوست. هر چند در داستان چيزى بر سن او اضافه نمى‌شود. اما رفتار، كردار، گفتار و منش او اين بزرگ شدن را نمايش مى‌دهد.
داستان در كنار آن ماجراى بلوغ بيلبو‌ (اگر بتوان آن را اينطور ناميد) فراز و نشيب‌هاى بسيارى دارد. از ماجراهاى مبارزه با اورك‌ها و گرگ‌ها، ماجراى پرواز با عقاب‌ها، ماجراى سردرگمى در سياه بيشه، ماجراى دستگيرى توسط الف‌ها، استقبال در شهر انسان‌ها، پيدا كردن راه مخفى غار اسموگ و ... كه اوج آنها ماجراى نبرد پنج ارتش است، كه هر چند به تولكين به اختصار از آن گذشته است ولى در نوع خود نمادى از واقع‌گرائى جنگ و عظمت نبرد را به نمايش مى‌گذارد. البته به نظر مى‌رسد كه تولكين بعد از ماجراى اسموگ اژدها به نوعى علاقه خود را از دست داده است و فصول نهائى كتاب را با سرعت نوشته است. (هر چند كه هنوز هم نبرد پنچ ارتش در نظر من بسيار پر جالب است)
از ديگر نكات جالب اين كتاب شخصيت انسان، حيوان، خداگونه‌اى است كه به نام «بيورن» كه جدا از نقش خود در نبرد پنج ارتش، موجوديت جالبى دارد. از قرار معلوم تولكين به چنين موجوداتى علاقه خاصى دارد چون در كتاب‌هاى بعديش نيز از شخصيت‌هاى مشابه استفاده كرده است.
جالبى كتاب «هابيت‌ها» به نسبت ديگر كتاب‌هاى‌ تولكين در آن است كه كمتر به شرح و توصيف پرداخته است و بيشتر درگير ماجراهاى پر كشش داستان مى‌شويد تا صفحات خميازه‌آور توصيف گل و بوته.
نكته‌اى‌ كه در مورد اين كتاب نتوانستم هنوز تصميم بگيرم، خوب يا بد بودن ترجمه آن است. مسلماً ترجمه «هيولا» براى «ترول»، «جن» براى «گوبلينز» و «اورك»، «گرگ وحشى» براى «وارگ»، «پرى» براى «الف» و «كوتوله» براى «دورف» سبب خواناتر شدن كتاب‌ براى افراد فارسى زبان مى‌شود. اما از طرفى كمكى به فهم فرهنگ عاميانه جوامع غربى نمى‌كند. مسلماً تعاريف ما از جن و پرى با موجودات اين كتاب متفاوت است.
در نهايت من كه نتوانستم تصميم بگيريم كه امتياز خوب به اين ترجمه بدهم يا خير. اميدوارم شما كه مسلماً اين كتاب خوب و جذاب را مى‌خوانيد بتوانيد پاسخ مرا بدهيد.

شاد و كتاب‌خوان باشيد،
كرم كتاب
نویسنده : کرم کتاب : ۸:٤٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٤ اسفند ،۱۳۸۱
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

نقد كتاب «زندگى واقعى سباستين نايت»

سلام
در وبلاگ شاعرانه نقدى بر كتاب زندگى واقعى سباستين نايت آمده است كه توصيه مى‌كنم مطالعه كنيد.

شاد و كتاب‌خوان باشيد،
كرم كتاب
نویسنده : کرم کتاب : ٧:٥٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۱ اسفند ،۱۳۸۱
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

کتابهای ناخوانده

با سلام،
در وبلاگ اسپريچو مطلب قشنگى زير عنوان كتاب‌هاى نخوانده آمده است كه توصيه مى‌كنم حتماً بخوانيد.

شاد و كتاب‌خوان باشيد،
كرم كتاب
نویسنده : کرم کتاب : ٤:٤۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٠ اسفند ،۱۳۸۱
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم