كرم‌كتاب

معرفى كتاب «فاجعه اقيانوس آرام و ژنرال رومل»

نام كتاب: فاجعه اقيانوس آرام (و مارشال رومل-روباه صحرا)
نويسنده‌گان: جورج بلوند و ژنرال دسموند يانگ
مترجم: ذبيح‌الله منصورى
ناشر: انتشارات زرين
نوبت چاپ: دوم 1376
شمارگان: 3300 نسخه
شابك: 5-111-407-964
صفحه: 445 صفحه
قيمت: 16،500 ريال

همانطور كه از نام كتاب مشخص است، اين كتاب شامل دو بخش مستقل مى‌باشد كه به صورت پاورقى در روزنامه‌ها و مجلات چاپ مى‌شده است و پس از فوت مترجم به صورت يك كتاب گردآورى و چاپ شده است.
قسمت اول كتاب به نام «فاجعه اقيانوس آرام» به نوعى يك رمان تاريخى است كه بر اساس سرگذشت يك ملوان جوان به نام «كارل» است كه وظيفه توپچى ناو هواپيما‌بر «انترپرايز» را به‌عهده دارد. ماجرا از زمان آغاز حمله ژاپنى‌ها به بندر مرواريد يا همان «پرل هاربور» شروع مى‌شود. در اين حمله جالب ژاپنى‌ها تقريباً تمامى نيروى دريائى آمريكا در اقيانوس آرام از بين مى‌رود. تنها ناو انترپرايز كه در زمان حمله خارج از بندر بوده‌است نجات ميابد. اما اين ناو نيز مورد حمله هواپيما‌ها و زيردريائى‌هاى ژاپنى قرار مى‌گيرد و بالاخره در حالى كه با زاويه 15 درجه كج شده است خود را به بندر آتش گرفته «پرل هاربور» مى‌رساند و نجات مى‌بايد. در بخش بعدى اين ماجرا مربوط به چند سال بعد است و زمانى است كه ناوگانى كه ناو انترپرايز تعمير شده در راس آن هست، به طور اتفاقى به يك ناوگان عظيم كشتى‌هاى حمل و نقل ژاپنى (بيش از 90 كشتى) برخورد مى‌كند. اين ناوگان عظيم اسكورت سبكى دارد و آمريكائى‌ها تقريباً موفق مى‌شوند تمام اين كشتى‌ها را غرق كنند.
انسان وقتى اين ماجرا‌ها را مى‌خواند نمى‌تواند از افسوس خوردن در مورد جنگ خوددارى كند و اين ماجراى 100 صفحه‌اى قسمتى از زشتى‌هاى جنگ را به تصوير مى‌كشد.
قسمت دوم درباره يكى از معروف‌ترين ژنرال‌هاى جنگ جهانى دوم يعنى «ژنرال رومل» است. «ژنرال رومل» كه به ايدئولوژى نازى كوچكترين اعتقادى نداشت، براى آلمان در جبهه‌هاى مختلفى جنگيد ولى شهرت خود را از جنگ در صحراى آفريقا در مقابل سپاه انگليسى‌ها بدست آورد. و لقب روباه‌صحرا را دريافت كرد.
جالبى عمليات اين ژنرال و همچنين بزرگمنش او باعث شده است كه حتى دشمنان او يعنى انگليسى‌ها نيز به تعريف و تمجيد از او بپردازند. بعنوان مثال همين كتاب به قلم «ژنرال دسموند يانگ» انگليسى مى‌باشد كه خود به دست افراد رومل اسير شده است.
نكات فراوانى در اين كتاب برايم جالب بود. بعنوان مثال «رومل» هر چند يك افسر آلمانى‌ است ولى در واقع به عنوان سرفرماندهى ارتش مشترك ايتاليا در آفريقا عمليات را اداره مى‌كند.
جنگ جهانى دوم عرصه سلاحى بود كه در اواخر جنگ جهانى اول پا به عرصه وجود گذاشت. تانك و زره‌پوش‌ها تقريباً سلاح بى‌رقيبى بودند كه به شما قدرت و سرعت را همزمان مى‌داند و با توجه به عدم وجود سلاح‌هاى ضد تانك قابل حمل (مانند بازوكا و آر.پى.جى) و همچنين عدم امكان حمله هوائى به آن تنها مى‌شد با تانك و يا توپ‌خانه ضد زره به مقابله با آن رفت.
رومل هم در زمينه حمله با تانك و هم در زمينه دفاع در مقابل تانك، بى‌رقيب بود. او تا يك قدمى
اسكندريه و پورت سعيد كه دروازه ورودى خاورميانه بود انگليسى‌ها را عقب راند. اما به دليل
رقابت‌هاى رهبران حزبى در داخل آلمان و ايتاليا و عدم ارسال تجهيزات و نيروهاى مورد نياز براى او، بالاخره تركيبى از نيروهاى كشورهاى مشترك‌المنافع (انگليس، ايرلند، هند، زلاندنو، استراليا، آفريقاى جنوبى و .... ) و آمريكائى‌ها با تجهيزات جديدتر و پشتيبانى قوى‌تر توانستند نيرو فرسوده او را شكست بدهند.
اين جنگ در ساحل شمالى قاره آفريقا به وسعت بيش از ده هزار كيلومتر به وقوع پيوست است. و جالب است كه بدانيد هر دو طرف جنگ هنوز نيز به آن افتخار مى‌كنند. (اين را از فيلم‌هاى متعددى كه در مورد اين جنگ ساخته شده است مى‌توانيد مشاهده‌كنيد.)
سرگذشت رومل پس از آفريقا غم‌انگيز است. او را مامور مراقبت از سواحل غربى اروپا مى‌كنند، اما هيچگونه نيرو و تجهيزاتى در اختيار او نمى‌گذارند. اما نام او براى آلمانى‌ها روحيه مى‌آورد و براى دشمنانش تضعيف روحيه. (جالب است بدانيد كه فيلذ مارشال سر كلوداوچين لك سر
فرماندهى انگليسى‌ها در آفريقا طى فرمانى به افسرانش دستور مى‌دهد كه از بردن نام رومل
خوددارى كنند و بيشتر از لفظ «آلمانى‌ها» و يا «دشمن» استفاده كنند تا روحيه سربازان از بين نرود!)
حمله نيروهاى‌ متفقين به سواحل نورماندى و در هم شكستن سپاه ضعيف آلمان‌ها در آنجا، شكستى بود كه هيتلر و رفقايش نمى‌خواستند به عهده بگيرند. براى همين همه تقصيرها را به گردن رومل انداختند و از او خواستند كه با خودكشى به اين ننگ خاتمه بدهد. وقتى رومل نپذيرفت و تصميم مى‌گيرد در مقابل دادگاه نظامى حاضر شود، خانواده او را تهديد مى‌كنند. رومل كه در آفريقا هميشه در خط مقدم جبهه و حتى بعضى مواقع جلوتر از خط مقدم بوده است، مجبور مى‌شود به اين ماجرا تن دهد.

آدم وقتى اين كتاب‌ها را مى‌خواند، به حال فرماند‌هان و رزمندگان خودمان افسوس مى‌خورد. هر چند كتاب‌هاى زيادى در مورد آنها نوشته شده است، ولى كمتر موفق بوده است. امروزه ما از فرماندهان دليرى ارتشى و سپاهى كمتر زندگى‌نامه خوبى داريم. همچنين عمليات‌هاى انجام شده كمتر به گونه مستند ارائه شده است. تا نسل‌ فعلى و آينده، از خواندن آن تجربه كسب بكنند. جالب اين است كه عمليات‌هاى نظامى اين عزيزان در بعضى مواقع بسيار جالب توجه بوده است.

در هر دو قسمت كتاب، بعنوان كتاب‌هاى تاريخى، مشخصات، عكس و نقشه‌هاى كمى وجود دارد. به طور مثال هيچ عكسى از تانك‌هاى مورد استفاده در نبرد آفريقا و يا هواپيماها مورد استفاده از نبرد اقيانوس آرام به چشم نمى‌خورد.
كتاب اول كه قرار بوده است يك داستان باشد، تقريباً فاقد ارزش داستانى است. و كتاب دوم نيز كه قرار است يك زندگى‌نامه نظامى باشد، فاقد بسيارى از مشخصه‌هاى زندگى‌نامه مى‌باشد حال بحث نظامى‌گرى آن بجاى خود. اما اگر به تاريخ، بخصوص تاريخ جنگ‌ها علاقه‌مند هستيد و
كتاب‌هاى تخصصى‌ترى در مورد اين دو واقع (جنگ اقيانوس آرام و زندگى رومل) نخوانده‌ايد، اين
كتاب برايتان مناسب است.

شاد و كتاب‌خوان باشيد،
كرم كتاب
نویسنده : کرم کتاب : ٧:۳٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٩ بهمن ،۱۳۸۱
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم