كرم‌كتاب

معرفی کتاب «خانواده نیک اختر»

نام کتاب: خانواده نیک اختر
نویسنده: ایرج پزشکزاد
ناشر: نشر آبی
نوبت چاپ: ششم
تاریخ چاپ: بهمن 1381
شمارگان: 1500
شابک: 8-14-5709-964
قیمت: 12،000 ریال
صفحه: 156 صفحه
چند وقتی است که کتاب خانواده نیک اختر اثر ایرج پزشکزاد روی میز من خاک می خورد و فرصت نکرده ام گزارش آن را برای شما دوستان عزیز بنویسم.
این کتاب یکی دیگر از آثار ایرج پزشکزاد است که بیشتر با سریال معروف قبل از انقلاب یعنی دائی جان ناپلئون شناخته شده است که در آن به نوعی اشرافزادگی و اصیلزادگی را به سخره گرفته بود.
اما داستان خانواده نیک اختر، داستان خانواده ای به خارج مهاجرت کرده است که می خواهند خود را روشنفکر و با فرهنگ نشان بدهند. این خانواده از افراد زیر تشکیل شده است:
محمود نیک اختر پدر خانواده که خواهی بخواهی بعنوان یک ایرانی مهاجرت کرده پایش به جریانات سیاسی باز شده است در حالی که خودش بیشتر در فکر جریانات اقتصادی و پر کردن جیبش است.
بدری مادر خانواده که سعی می کند خود را بعنوان یک زن با فرهنگ در بین همپلاکی هایش نشان بدهد.
خانم بزرگ، مادر زن محمود که در ظاهر بیشتر به دین و دیانت میپردازد و در آخر داستان به نوعی تغییر روش می دهد.
فرهاد، پسر تنبل خانواده که بیشتر به دنبال تیغ زدن پدر و مادرش است.
فرشته، که در بیشتر داستان به دلیل سفر با بوی فرندش حضور ندارد!
فاطی، کلفت جوان و روستائی زاده خانه که در خارج درس خوانده و واقعاً با فرهنگ شده است.
خردل، سگ خانواده که هر چند دچار بیماری روانی علاقه به همجنس شده، ولی هنوز آنقدر غیرت دارد که در آخرین سکانس فیلم پاچه تازه داماد خارجی فامیل را گاز بگیرد!
داستان پس از معرفی کوتاه این شخصیت ها با ورود دوست قدیمی محمود به نام خانعمو که استاد سابق دانشگاه بوده و تازه به آمریکا سفر کرده است شروع می شود. در مقابل بقیه شخصیت ها خانعمو آدم روشنفکری به نظر می رسد.
در طول داستان مشخص می شود که خانواده که در گیر مشکلات مالی است قبلاً برای جلب کمک و محبت فرزاد جوان اقتصاد دان معروف ایرانی، تلاش کرده اند آشنائی بین او و فرشته بوجود بیاورند. اما بر خلاف تصور آنها فرزاد عاشق فاطی شده است.
خانواده به محض با خبر شدن از این موضوع کمر به نابودی فاطی می بندند و میخواهند او را به ایران بفرستند.
خانعمو که طرفدار فاطی است سعی می کند به او کمک کند. اما در نهایت این شانس است که به یاری فاطی می آید.

این فقط کلیات داستان بود. و جزئیات آن می تواند شما را به خنده اندازد و یا به فکر فرو ببرد.
با توجه به کمبود داستان های طنز در ایران، فکر میکنم برای علاقه مندان کتاب بدی نباشد، هر چند باید بگویم که کتاب نتوانست زیاد من را جذب کند.
متن کتاب چیزی بین یک نمایشنامه رادیوئی و یا یک فیلمنامه میباشد. بیشتر کتاب به صورت مکالمه است و شاید تعداد جملات توصیفی (که موقعیت را وصوف می کنند) از 50 تا کمتر باشد.
به نظر بعنوان یک نمایشنامه رادیوئی چیز خوبی باشد و بهتر از خیلی از این برنامه های فعلی اما بعنوان یک کتاب چنگی به دل نمی زند. و خیلی شبکه داستان ماه پیشونی خودمان یا همان سیندرلای خارجی است.

تا کتاب بعدی، شاد و کتابخوان باشید،
کرم کتاب
نویسنده : کرم کتاب : ٤:٠۱ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٧ امرداد ،۱۳۸٢
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم