كرم‌كتاب

معرفى كتاب «كتاب جنگل - كتاب دوم»

نام كتاب: كتاب جنگل - كتاب دوم
نويسنده: كيپلينگ، راديارد
ترجمه: جويا، اصغر
ناشر: نشر پرسش
ويراستار: سيداحمديان، عليرضا
چاپ: چاپخانه ديدار
شمارگان: 5500 نسخه
نوبت چاپ: اول - 1381
شابك: 2-48-6629-964
شابك دوره: 0-49-6629-964
قيمت: 12000 ريال
تعداد صفحات: 220 صفحه


كيپلينگ در سال 1894 كتاب جنگل يك را نوشت و سال بعد در سال 1895 كتاب جنگل دو را به رشته تحرير درآورد. اين كتاب، به نوعى ادامه داستان‌هاى موگلى و پايان آن مى‌باشد. هر چند كه در اين كتاب نيز مانند كتاب نخست داستان‌هاى خارج از مجموع موگلى (پسر جنگل) وجود دارد و مى‌توان گفت اين داستان‌ها به مراتب بهتر از داستان‌هاى كتاب نخست مى‌باشند.
در ادامه به شرح مختصرى از قسمت‌هاى اين كتاب مى‌پردازيم.
احوال كيپلينگ
اين بخش شرح حال كيپلينگ و همچنين شرحى بر نوشته‌هاى او مى‌باشد.
معجزه پرون بهاگات
اين داستان زندگى يك نخست وزير هندى است كه بنابر رسوم آيينى خود در سن چهل سالگى دست از زندگي معمولي بر مي‌دارد و در پي رستگاري خود به صورت يك راهب كوه‌نشين در مي‌آيد. و در پايان داستان جان مردمان يك دهكده را نجات مي‌دهد.
استيلاي جنگل
داستان استيلاي جنگل از سري داستان‌هاي موگلي مي‌باشد و از نظر زماني دقيقاً پس از داستان «ببر! ببر!» قراردارد. در اين داستان پدرخوانده و مادرخوانده موگلي در دهكده مورد اذيت و آزار قرار مي‌گيرند و مردم مي‌خواهند به جرم جادوگري آنها را بسوزانند. در ضمن يك شكارچي نيز به دنبال موگلي است تا او را بكشد. اما موگلي با كمك دوستان جنگليش پدر و مادر خوانده‌اش را نجات مي‌دهد و دهكده را ويران مي‌كند.
ماموران كفن و دفن
اين داستان، داستان زيبايست از زندگي سه لاشه‌خوار هندي يعني تمساح، شغال و درنا. در اين داستان تمساح در مقابل دو دوست ديگرش شرحي از بي‌رحمي‌هاي خود را بيان مي‌كند (ضمن آنكه نگاهي هم به تاريخ هندوستان دارد). اما پايان غيرمنتظره‌اي در انتظار اوست.
عصاي فيلبانان شاه
اين داستان نيز به ماجراي ديگري از موگلي مي‌پردازد. موگلي براي ديدن شگفتي‌هاي قصر ويرانه ميمون‌ها به آنجا بر مي‌گردد و با رهنمائي كاآ مار پيتون به گنج‌خانه قصر مي‌رود جائي كه مار كبراي بزرگي از گنج محافظ مي‌كند. موگلي بدون توجه به حرف‌هاي مار كبرا يك عصاي فيلباني پر از جواهرات را انتخاب مي‌كند و پس از مبارز با ماركبرا آن را از خزانه خارج مي‌كند. اما خيلي زود حوصله سر مي‌رود و عصا را به دور مي‌اندازد. و در ادامه با تعقيب عصا مي‌بيند كه چگونه آدم‌ها با حرص و آز خود باعث مرگ مي‌شوند.
كوئي كِرن
داستان پسر اسكيموئي است كه به كمك ارواح به شكار مي‌رود. اما ناگهان خود را با ارواح شرور مواجه مي‌بيند. داستان جالبي است كه طنز جالبي نيز در آن بكار رفته است.
سگ‌هاي قرمز
موگلي كه ديگر به يك نوجوان 15 ساله تبديل شده است، بعنوان بزرگ جنگ بر همه حكم فرمائي مي‌كند. اما جنگل ناگهان با خطري تازه روبرو مي‌شود، گله بزرگ از سگ‌هاي قرمز به جنگل حمله‌كرده‌اند. موگلي و گله گرگش سعي مي‌كنند با اين گله كه از نظر تعدادي پنچ برابر آنهاست به مقابله بپردازند. و بالاخره با كمك فكر موگلي و كاآ مار پيتون موفق مي‌شوند هر چند آكلا رهبر پير گرگ‌ها و يار قديمي موگلي در اين نبرد گشته مي‌شوند. اين داستان به نوعي داستان سلحشوري و پهلواني موگلي مي‌باشد. داستان قشنگي است و تمام نكات داستان‌هاي سلحشوري را در خود دارد هر چند اكثر قهرمانان آن، حيوانات هستند.
دويدن بهاري
دويدن بهاري در واقع آخرين داستان اين كتاب و همچنين به نوعي پايان سرنوشت موگلي است. موگلي كه حالا به جواني هفده ساله تبديل شده است. از رفتارهاي بهاري حيوانات عصباني است و با توجه به قدرتي كه دارد خود را اندهگين حس مي‌كند. بنابراين به سمت دهكده آدم‌ها مي‌رود و دوباره با مادرخوانده‌اش روبرو مي‌شود. او دوباره به جنگل برمي‌گردد ولي دوستانش به او مي‌گويند كه زمان ترك جنگل فرا رسيده است و موگلي جنگل را به سمت دهكده آدم‌ها ترك مي‌كند تا از نوجواني به جواني برسد.
پايان اندوهگين كتاب كار زيبايست كه فقط از كيپلينگ شاعر پيشه بر مي‌آيد.
نقد پاياني
اين نقد كه از ماركوس كانليف مي‌باشد. به شرح كوتاه از آثار كيپلينگ و بخصوص كتاب جنگل پرداخته است. نقدي است جالب براي نقادان!

در مجموع از خواندن كتاب جنگل احساس رضايت مي‌كنم. به احتمال زياد دوباره و دوباره آن را خواهم خواند. هر چند ترجمه زياد رضايت بخش نبود. بخصوص شعر‌هاي كتاب، كه تقريباً ترجمه مزخرفي شده بود البته نبايد فراموش كرد كه كار ترجمه شعر واقعاً كار مشكلي است. مورد ديگري كه به نظر من بيشتر تقصير نويسنده است، پراكنده‌گي داستان‌هاست. به نظر من خيلي بهتر بود كه داستان‌هاي موگلي در يك كتاب جمع مي‌شد و بقيه داستان‌ها نيز در كتاب دوم . در اين صورت خواننده احساس رضايت بيشتري مي‌كرد.

در نهايت اگر فكر مي‌كنيد هنوز قلب يك نوجوان در سينه‌شما مي‌تپد، پس كتاب را بخوانيد و از آن لذت ببريد.

نویسنده : کرم کتاب : ۱:۱٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٩ آبان ،۱۳۸۱
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم