معرفی کتاب «استخوانهای دوست داشتنی»

كتاب: استخوانهای دوست داشتنی
نويسنده: الیس سبالد
مترجم: فریدون قاضی نژاد
ناشر: نشر روزگار
نوبت چاپ: دوم 1383
تعداد صفحه: 495 صفحه
شمارگان:  5500 نسخه
قيمت:  3200 ريال
شابك: 5-028-374-964

«استخوانهای دوست داشتنی» (Lovely Bones) داستانی متفاوت است. وجه تمایز اصلی آن، قهرمان داستان است که یک شخص مرده است! و شما در همان خط دوم داستان با این مسئله آشنا می شوید!!
اینجور سنت شکنی ها معمولاً برای نویسنده آن خوش اقبال نیست. اما اینبار با توجه به تعریف و تمجدیدهای که از این کتاب شنیدم و اینکه برای چند هفته متوالی کتاب پر فروش آمریکا محسوب شده است، خود نشان می دهد که نویسنده موفق شده است.
یکی از دلایل موفقیت این کتاب را می توان در لحن آن پیدا کرد. قهرمان داستان یک دختر 14 ساله است که به قتل می رسد. او در بهشت خود نظاره گر برخورد خانواده و دوستان خود با این موضوع است. در طی گذشت سال ها ، افراد خانواده بزرگ می شوند اما لحن راوی داستان هنوز همان لحن شیرین و همراه با شیطنت دختر 14 ساله باقی می ماند و همین لحن است که داستان را شیرین می کند هر چند به ماجرائی وحشتناک پرداخته است.
اگر دنبال یک داستان عاشقانه می گردید، اگر دنبال یک داستان پلیسی می گردید، این کتاب ممکن است برایتان جذاب باشد. اما قول نمی دهم کاملاً مطابق سلیقه تان باشد! معجون متفاوتی است که این نوع مزه ها را هم در خود دارد.
اما به قول «مایک چابن» نویسنده و منتقد ادبی این کتاب: «یکی از عجیب ترین تجربه هایی است که به عنوان خواننده، در مدتی طولانی داشته ام و نیز یکی از به یادماندنی ترین آن ها، به طرز دردناکی سرگرم کننده، به طرز نشاط آوری خشن و فوق العاده اندوه اور است، کاری بزرگ در ساخت خیالپردازانه و نشانه ای بارز از قدرت شفابخش اندوه ...

با توجه به موفقیت این کتاب، احتمالاً در آینده نزدیک شاهد نمونه های دیگر از این سبک هم خواهیم بود. اما توصیه می کنم قبل از همه آنها حتماً این کتاب را بخوانید. این داستان را بخصوص به دوستانی که به تازگی عزیز را از دست داده اند توصیه می کنم. چون تاثیر زیادی در کاهش غم و اندوه آنها دارد.

شاد و كتاب‌خوان باشيد،
كرم كتاب

/ 2 نظر / 79 بازدید
فرهاد

سلام استاد، من اين كتاب را خواندم ولي بنظرم روال داستان كمي نا هماهنگ ميايد. شايد اين ناهماهنگي بخاطر ترجمه فارسي ان باشد. يا اينكه نويسنده اصلي انرا در فاصله‌هاي زماني زياد نوشته باشد. در ضمن اينكه شخصيت بد داستان كه يك بيمار رواني احتملا اسكيزوفرن است، و طبيعتا اينقدر با فكر و دقت و خونسردي جناياتش را انجام ميدهد، و گير هم نمي‌افتد، يك مقدار وزن داستان را به سمت سوي منفي -توام با عصبانيت خواننده- ميكشاند. ولي اينكه نوع داستان با انچه خواننده‌ها بهش عادت دارند، كمي متفاوت است، موافقم. مثل هميشه منتظر نقدهاي شما هستيم.

mahdieh

من اين کتاب را نخوانده ام شايد قسمت شود و از دوستی .. اما ما همچنان وفادار به نام لوگوی شما هستی م و ... راجع به رمان خنده در تاريکی اثر نابوکف ممکن است بنويسيد؟ .. به هر حال موفق باشيد.