معرفى كتاب «چشم ببر»

كتاب: چشم ببر
عنوان اصلى: The Eye Of The Tiger
نويسنده: ويلبور اسميت
مترجم: سيروس كوپال
ناشر: انتشارات بهجت
نوبت چاپ: اول 1376
تعداد صفحه: 312 صفحه
شمارگان:  3000 نسخه
قيمت:  15،000 ريال
شابك: 5-3-90085-964

«چشم ببر» از آن تيپ رمان‌هاى است كه حتماً در دوران نوجوانى از آن خوشم مى‌آمد، اما حالا يكم برايم خنده‌آور است.
داستان سرشار از پهلوانى‌هاى «هرى فلچر» قهرمان داستان است كه از زبان خود او مى‌شنويم، بنابراين بيشتر از قبل چاخان به نظر مى‌رسد. اما در نوع خودش جذاب و شيرين است.
هرى، كاپيتان يك كشتى ماهى‌گيرى در يك كشور دورافتاده آفريقائى است كه به طور ناخواسته درگير ماجراى جستجوى يك گنج قديمى مى‌شود كه يكى از اقلام آن بزرگترين الماس دنياى است!
ماجرا پر است از بزن بهادور‌ها، زن‌هاى جذاب و خائن، پليس‌هاى فاسد و خائن، دوستان فداكار و صد البته قهرمان‌بازى‌هاى هرى!
اگر بيشتر ماجرا در دريا و زير آسمان آبى و در ميان پهنه‌ نيلگون آب‌ها و يا در جزاير و سواحل اتفاق نيافتاده بود، آدم از خواندن كتاب بياد داستان‌هاى‌ گانگسترى و يكه تازى‌هاى كارآگاه‌هاى خصوصى مى‌افتاد!
قهرمان‌ داستان نيز مانند ديگران اشخاص داستان زياد آدم خوبى نيست هر چند در مقابل سياهى آنها رنگ خاكسترى او به سفيدى مى‌زند!

«ويلبور اسميت» نويسنده‌اى است آفريقائى كه هر چند در داستانش به آفريقا وفادار مانده است و بيشتر صحنه‌هاى داستان در آفريقا است، اما فكر مى‌كنم بيش از اندازه سفيد پوستانه فكر مى‌كند و آفريقائى‌هاى اصيل فقط وقتى خوب هستند كه كارگر و زير دست باشند!
به نظرم آفريقا براى گفتن و نوشتن حرف بسيار دارد اما نبايد دل به ويلبور اسميت ببندد. البته اشكال از اسميت نيست چون هر نويسنده يك جور سبكى دارد  و سبك اسميت بيشتر آمريكائى‌ است تا آفريقائى و اين از بد شانسى آفريقا و اسميت هر دو است.

در هر صورت بعنوان يك زنگ تفريح كتاب جذابى است و مطمئنان اگر بازهم كتابى از ويلبر اسميت ديدم، آن را با كمى ترديد مى‌خرم! و با هيجان بيشترى مى‌خوانم! و اين نه به دليل ارزش نوشته‌هاى اوست، بلكه به دليل نوجوان درون من است كه هنوز به اندازه كافى رشد نكرده است!


شاد و كتاب‌خوان باشيد،
كرم كتاب

/ 3 نظر / 139 بازدید
IROON TV

چه اسم خوبی داره وبلاگت!

شاگرد بنا

سلام . خوشحالم که زود مشکل فیلتر کردن این وبلاگ حل شد . راستش به مسئولان یه نامه دادم و پیگیری کردم ولی نمی دونم که درست شدن این وبلاگ از طرف اونها بوده یا نه . به هر حال خدا رو شکر که مشکل حل شد . درضمن این کتابها رو همه دوست دارند و خدا رو شکر که نوجوون درون شما هنوز بزرگ نشده . مال من که فکر کنم کوچک هم شده . اینقدر که از سن مدرسه هم پایین تر رفته و دیگه نمیتونه بخونه . امید وارم که هرچه زود تر خوندن رو یادش بیاد . موفق و سر بلند باشید . یا حق .

سهند

ممنون مطلب جالبي بود